تاراج

خرید بک لینک
تو ایران ناچاری به بقیه دروغ بگی و دیگرانو بازی بدی تا کارهات اون طور که باید پیش برن. در چندین مورد اومدم با دیگران روراست کار کنم، از بس بازی درآوردن و اذیت کردن که همه چیزو خراب کردن. اینجا برای کار کردن باید به هر قیمتی که شده (دروغ گفتن، اذیت کردن، هندونه زیر بقل گذاشتن، تبانی، زیرآب زنی و ...) کوچکترین نقطه ضعفی دست کسی ندی و دست پیش رو بگیری تا پس نیفتی. اینجا تحت هر شرایطی در هر شغلی با مردم جنگ اعصاب داری. پس چه بهتر که از همون اول طوری برخورد کنی که هر کسی اگر کوچکترین بازی ای درآورد، برنده نهایی تو بشی و در همه حال از همه کس طلبکار باشی.این مردم (و به خصوص قشر بازاری) نه عقل دارن، نه درک و فهم و شعور. هر بار اومدم باهاشون دوستانه، انسان گونه و یا حتی صادقانه کار کنم، گند زدن به همه چیز و در نهایت یه چیزی هم بهشون بدهکار شدم.سیستم جوریه که بعد از چند سال کار کردن تو ایران، تو هم به ناچار تبدیل می شی به یکی از همین آدم های نفهم و بی شعور.به قول یکی از بزرگان: اینجا چون کسی حد و مرز خودشو نمی شناسه، ناچاریم دائماً حد و مرز افراد رو بهشون یادآوری کنیم.برچسبها: کار, ایرانی, مردم, شعور, جنبه + نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶   به دست خود | تاراج...

ما را در سایت تاراج دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: جمعه 6 بهمن 1396 ساعت: 15:52

نمی شه انکار کرد که آدم های خوب هم وجود دارنو ما همگی تعریف مشترکی از آدم خوب داریم: آدم سر به زیرِ توسری خورو نیازی به یادآوری نیست که آدم های بد هم کم نیستند: افراد مریض و بی ملاحظه که منافعشون با منافع ما هم جهت نیستبنا بر این تعاریف، خوب و بد وجود دارن. ولی به طور کلی می شه گفت همه مریض اند. فقط به نسبت های مختلف. یکی که خیلی حالش بده، غیرقابل تحمل می شه و یکی که خیلی حالش خوبه، قطعاً پولداره! (ولی برعکسش الزاماً صادق نیست.) + نوشته شده در چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶   به دست خود | تاراج...

ما را در سایت تاراج دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 92 تاريخ: جمعه 6 بهمن 1396 ساعت: 15:52

با پول دادن به معلولین سر چهارراه ها در واقع داریم کمک می کنیم که دست و پاهای بیشتری قطع بشه.

+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۶   به دست خود |
تاراج...

ما را در سایت تاراج دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 90 تاريخ: جمعه 6 بهمن 1396 ساعت: 15:52

پدران ما از بس که رنج روزگار کشیده اند و پیه هرچیزی رو تنشون مالیده اند و همه نوع گرفتاری رو تجربه کرده اند که در بسیاری از زمینه ها خود واقعیشونو از دست داده و از نظر تصمیم گیری و گاهاً عقلی کاملاً برامون آشکاره که رد داده اند. این ها به این روز افتاده اند تا ما رو تا حد ممکن بکشونن بالا. این پدران در جامعه ما تعدادشون کم نیست. برای همین این موضوع در اون رده ی سنی تبدیل به یک نوع سندروم فراگیر شده که گاهاً برای ما بچه هاشون باعث سردرد می شه. + نوشته شده در شنبه ۹ دی ۱۳۹۶   به دست خود | تاراج...

ما را در سایت تاراج دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 81 تاريخ: جمعه 6 بهمن 1396 ساعت: 15:52

درست مثل بازی های کامپیوتری، هرچی تو زندگی جلوتر می ریم و به خصوص هرچی سن ما بیشتر می شه به همون نسبت هم زندگی برامون سخت تر می شه و این سختی در نهایت به حدی می رسه که دیگه دوام نمیاریم و می میریم.تو بچگی هیچ مسئولیتی نداریم و همه چیز برامون فراهم می شه و تقریباً هیچ گونه درگیری فکری نداریم، تو نوجوانی و بلوغ یه سری دغدغه فکری بهمون اضافه می شه. تو جوونی علاوه بر دغدغه ها باید مسیر زندگیمونو مشخص کنیم، مسئولیت قبول کنیم، کار کنیم و مستقل بشیم. تو میانسالی باید علاوه بر این ها به خاطر حفظ و پیشرفت خانواده مون هم دائماً در تلاش و تکاپو باشیم. تو پیری هم که علاوه بر این ها بیماری و درد امان ما رو می بره و باید به فکر بازنشتگی و آماده ی از دست دادن و مردن باشیم.همه ی این ها در حالی اتفاق می افته که شرایط سیاسی-اجتماعی دنیا ظاهراً هیچ وقت بهتر نمی شه. فقط یه سری اسباب بازی تکنولوژیک به زندگیمون اضافه می شن که اون ها هم پیامدهای مثبت و منفی خودشونو دارن.ظاهراً دنیا مجال چندانی برای آروم گرفتن و راحتی به ما نمی ده. به علاوه، همین راحتی هم وقتی که از حد بگذره موجب ناراحتی می شه!پس شاید بهتر باشه به جای این که با خیال باطل به دنبال راحتی و آسایش بگردیم، خودمونو اون قدر قوی و آبدیده کنیم که مشکلات و مصائب زندگی برامون کوچک تر و ساده تر بشن.برچسبها: زندگی, بوشیدو + نوشته شده در تاراج...

ما را در سایت تاراج دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 75 تاريخ: جمعه 6 بهمن 1396 ساعت: 15:52

آیا تا به حال توجه کرده اید که چرا وقتی که در ایستگاه مترو یا در صف سلف سرویس شام عروسی یا در صف نانوایی یا در حین رانندگی و ... هستیم، بی قرار و نگرانیم؟نگرانی دائمی ما از این است که مبادا از قافله عقب بمانیم، مبادا سهم ما را بخورند، مبادا سرمان کلاه برود، مبادا به ما راه ندهند و نتوانیم در خروجی بعدی بپیچیم، مبادا شرمنده ی خود و خانواده مان شویم، مبادا آنچه که داریم را از دست بدهیم، مبادا نتوانیم، مبادا نشود، مبادا گرفتار بلا شیم، مبادا به دردی مبتلا شیم و ... .تمامی این مباداها ریشه در تاریخ و هرج و مرج جامعه ما دارند. از بس که در تمامی ادوار سرمان بلا آمده و متضرر شده ایم، همیشه به این فکر هستیم که نهایت کاری که می توانیم بکنیم این است که فقط کلاه خودمان را بچسبیم که باد نبرد. بقیه به جهنم!خوب، نتیجه اش هم را داریم می بینیم. + نوشته شده در پنجشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۶   به دست خود | تاراج...

ما را در سایت تاراج دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: جمعه 6 بهمن 1396 ساعت: 15:52

صفحه بندی